شیشه ی عطر بهار
سلام بهارم
یه نوشته از خودم هست که الهام بخش آن این جمله در مجله یبود که توی دانشگاه تفت چاپ شده بود .
"شیشه ی عطر بهار لب دیوار شکست "
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم
ممنونم ![]()
"شیشه ی عطر بهار لب دیوار شکست "
و هوا پر شد از بوی نسیمی زیبا
که تو را می خواند
برای زیستن و بودن در نفس عطر بهاری
در چشمان پسری عاشق و دلداده
بودنت در قطره ی اشکی چشم به راه سبزی تیز وفا
نمی دانم
شاید او تو را پیچکی در بر چشمان سحر خیز سحر می خواهد
و یا.....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 20:10  توسط بهار
|
