خیانت
غروب شد،
خورشيد رفت،
آفتابگردان به دنبال خورشيد ميگشت.
ناگهان ستاره چشمك زد.
آفتابگردان سرش را پايين انداخت،
گلها هرگز خيانت نميكنند
شعر - متن ادبی-دل نوشته ها
غروب شد،
خورشيد رفت،
آفتابگردان به دنبال خورشيد ميگشت.
ناگهان ستاره چشمك زد.
آفتابگردان سرش را پايين انداخت،
گلها هرگز خيانت نميكنند
به یاد رو زهای خوشی که گذشت ولی د رخاطرمان ماند![]()
![]()
![]()
تو کوچه های خلوت
که بوی پائیز میدن
با هم دیگه میخونیم
غزل به زیر بارون
وقتی که هم پرسه میشیم
رفیق هم پرسه من
بهونه ترانه هام
تو جاده های بی کسی
حسن ایمانی شاعر و نویسنده
سلام بهارم
دوستان عزیزاین پست دعوت به یک فراخوان ادبی هست
این ایده ی جالب از طرف نویسنده و شاعر ایرانی اقای ایمانی مطرح و اجرا شده است
برای شکوهایی استعدادهای پنهان نویسندگانی که علاقه مند هستند و میدانی برای عرض اندام می خواهند
پس این شما و این هم میدان
این هم پیغام خود اقای ایمانی که شما رو دعوت می کننداین ادرس در وبلاگ من هم لینک شده
منتظر حضور سبز شما دوستان هستیم
فراخوان ادبی
باتوجه به استقبال خوب دوستان وبلاگم و نویسندگان محترم ،برآن شدم
"غیر از چاپ کتاب-فقط سه دقیقه!
اقدام به جمع اوری قصه های کوتاه دوستان نمایم می خواهم کتابی نیزدراین راستا به چاپ رسانم با حفظ نام و مشخصات کامل نویسندگا ن آن
کسانی که برای من قصه های کوتاهشان را می فرستند بدانند که قصه هایشان باید 88 کلمه های باشد .
از این رو وبلاگی را راه اندازی نمودم به نام "قصه های کوتاه 88کلمه های"که شما علاقه مندان و نویسندگان محترم می توانید جهت شرکت در این فراخوان به این وبلاگ مراجعه نمائید.به این ادرس
بی صبرانه منتظر نوشته های شما هستم .