تبليغاتX
بهارانه

بهارانه

شعر - متن ادبی-دل نوشته ها

تو مرا می فهمی

سلام بهارم

تو مرا مي فهمي من تورا مي خواهم


و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است


تو مرا مي خواني من تورا ناب ترين شعر زمان مي دانم


و تو هم مي داني تا ابد در دل من مي ماني

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 11:44  توسط بهار  | 

دلتنگ

سلام بهارم

امشب

 دلتنگ همه ی لحظه های با تو بودنم

دلتنگ همه چیز ....

و شاید

 فردا...

تو تمام شوی...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 11:41  توسط بهار  | 

سلام بهارم

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد !

به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم !

 به حرمت بوسه هایمان ! نه !

تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !

 قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !

قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 21:11  توسط بهار  | 

جای پا

سلام بهارم

گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟

 

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند

 

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

 

تا به خود باز آمدم او رفته بود

 

دل زدستش روي خاک افتاده بود

 

جاي پايش روي دل جامانده بود

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 11:38  توسط بهار  | 

بی وفا شدی

سلام بهارم

 

چه قدر تو بی وفا شدی نگفتی دل تنگه برات

اگه یه روزی دیر بیای می میره این دلم به جات

چی شد که این جوری شدی می جنگی با دلم هزار

نگفتی تنها می مونه یه عاشقی مثل ما زار

آخه به احترام تو با همه دنیا جنگیدم

تا که تو رو داشته با شم

تا که تو قلب عاشقت هزار تا گل کاشته باشم

عشق منی تو بی وفا اینو خودت خوب می دونی

عشق منی تو بی وفا بگو که یارم می مونی

این دل بیگناه من غیر تو اسمی رو نبرد

غیر دووم عشقمون غصه ی هیچی رو نخورد

ولی تو با صد تا امید منو گذاشتی بی خبر

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:19  توسط بهار  | 

بی تو

سلام بهارم

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

 

                                             مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

 

تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

 

                                            سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد

 

شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

 

                                            موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

 

 گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 17:11  توسط بهار  | 

دوست

سلام بهارم

بگذار که باز بهاری باشم .

 آشفته کوی و دیاری باشم .

 
سرگشته و حیران به هرجای

........... دلباخته روی نگاری باشم .

از  طرف یه دوست...

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 17:0  توسط بهار  | 

 

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس