تبليغاتX
بهارانه

بهارانه

شعر - متن ادبی-دل نوشته ها

سلام بهارم

پشت چراغ قرمز

بی قرار

نگاههای مکرر به عقربه های ساعت

منتظر رفتن

غافل از این که

طولانی شدن چراغ

نهایت آرزوی پسرک گل فروش بود...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:5  توسط بهار  | 

برای تو گلم

 

سلام بهارم

 

شعر حاضر و زیبای که آن را خواهید خواند از یک دوست برای من بود ومن آن را تقدیم می کنم به تمام دوستانم


احساس من براي تو كمياب ميشود


از راه آسمان تو در خواب ميشود


از شعله هاي چشم تو پرتاب ميشود


از قصه هاي سبز شب ناب ميشود


آواره ي صداقت مهتاب ميشود


اينجا هميشه هرچه كشيدم و هر بلا


با تو ولي يخ بدنم آب ميشود


بعد از شبي كه بي تو سحر گشته در دلم


پايم اگر چه بهر پريدن رمق نداشت


خواهي كه حال و روز مرا باز گو كني


در كشور خيالي قلبم اميد اشك


دنياي من به لطف تو سيراب ميشود


روزي كه از حوالي شعرم جدا شوي


عكس بهاري تو در آن قاب ميشود

 

گاهي دلم براي تو بيتاب ميشود                                                                                                                                               


گر با دو چشم عشق به جانم نظر كني

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 0:20  توسط بهار  | 

برای تو

سلام بهارم

تقدیم به تمام کسانی که رفتند تا ایران «ایران»بماند.

 

محکم بایست

 

اینجا زمین حادثه های مکرراست

خاکش پر از حماسه و افسانه پرور است

 

اینجا غرور و عاطفه تکثیر می کنند

این سر زمین ماست

 

ایران نه هر کجاست

 نه ما هر کَسیم

 

ما از تبار مردم افسانه پروریم

اسطوره های زنده و فولاد پیکریم

 

ما را زخاک شرافت سر شته اند

روز نخست

 

در ما نهال همت واندیشه کِشته اند

ما پشتمان به رستم و سهراب می رسد

 

گردن فراز مشرق و خورشید خاوریم

محکم بایست

این سر زمین ماست

 

....

ما از تبار نامی شیران شرزه ایم

 در ما زهیچ میرو دلیری هراس نیست

 

وزاهرمن

ما را به هیچ شیوه ره التماس نیست

 

گر خلق روزگار ،جملگی ازبهرقتل ما

شمشیر برکشند

 

کوبرکشند،سیمرغ را زلشکرموران هراس نیست

برخیز ،برخیز،ای پهلوان نیک دل و کرد سرفراز

 

برنا ستوده پیکره ی اهرمن بتاز

ایران از آن ماست وما نیز از آن او

 

این مُلک جان ماست وما نیز جان او

ما را قلمرویی بجز ایران زمین مباد

 

ایران زمین ماست

این سر زمین ماست

 

و هر گز جز این مباد

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 13:3  توسط بهار  | 

تقدیم به بهترین دوستم

سلام بهارم

او هیچ نشانی از خاک بر تن نداشت تاقبر او را د رخاک جستجو کنید.

آسمان نیلگون تصویری از صورت نیلی و سیلی خورده اوست

و دریا اشکی فرو ریخته از گونه اش.

باور کنید آن شب مجنون هیچ جا را به وسعت قلب خودش نیافت

تا لیلی را در آن جا دهد

.لیلی را در قلب مجنون جستجو کنی

د اگر آنجا نیست پس چرا وقتی آسمان دل مجنون ابری می شد و شقشقه

ی باریدن می گرفت هر قطره اش عطر لیلی را می داد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:29  توسط بهار  | 

 

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس